سيد محمد باقر شفتي

224

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

مسمى است در اين مقام ، بلكه ظاهر از جماعتى از فقهاء در اين مقام دعوى اتفاق است در اين باب . محصل كلام در اين مقام آن است كه ابهامين در اين مقام متعين است اجتزاء به وضع رأس ابهامين و بطن آن و ظهر آن همه مىتوان نمود ، و عدول از ابهامين با تمكن به وضع غير ابهامين كه ساير أصابع رجلين بوده باشد جايز نيست . كلامى كه هست در صورت تعذر از وضع ابهامين است كلاهما يا أحدهما ، آيا وضع ساير انگشتان دو پا لازم هست در صورت تعذر از وضع هر دو به اعتبار انتفاى ابهامين يا به اعتبار عروض مرضى كه مانع از وضع آنها بوده باشد بر زمين يا نه ؟ و همچنين در صورت از وضع أحد ابهامين و تمكن از وضع ديگرى ، آيا بدل غير مقدور در وضع ساير انگشتان از همان پا لازم هست يا نه ؟ مصرح به در كلام جماعتى از أصحاب وجوب است ، و اين خالى از قوت نيست . مجملا جواز اكتفاء به مسمى در ابهامين محل تأمل نيست ، ظاهر اين است كه چنين بوده باشد حال در كفين ، پس جواز اكتفاء به مسمى نيز محل تأمل نيست ، صحيحهء زراره كه فرموده « و ابسطهما على الارض بسطا » « 1 » محمول بر استحباب است . و همچنين حال در كفايت مسمى در مسمى در ركبتين ، اگر چه اين مطلب در ركبتين چندان ثمرى ندارد ، نظر به اين كه فرض مسمى و غيره در آن خالى از تكلف نيست . مجملا اكتفاء به مسمى در اعضاى ستهء مذكوره محل تأمل نيست ، بلكه از جملهء عبارات ظاهر مىشود انتفاى خلاف در مسأله . كلامى كه هست در جبهه است ، نظر به اين كه اختلاف كرده‌اند فقهاء در اين به چند قول : اول : مثل أعضاى ستهء مذكوره است ، پس اكتفاء مىشود در جبهه نيز به مسمى ، و اين قول مشهور ما بين أصحاب است .

--> « 1 » وسائل الشيعه ج 4 / 676 .